
گاه خیال برم میدارد دستم را میگذارد در دست سرنوشت سرنوشت این روزها دست از بازی کشیده رُمان جنایی مینویسد نقش قاتل و مقتول و قربانیاش منم کاراگاهاش شما قاضی و دادستان هم که رُلِ خودش است میماند دادگاه و زندان آنهم زحمتش همیشه گردن زندگیست. ...
ادامه مطلب