
نومیدانه خیره شویم به دنیایی "سیاهوسفید" و پشت همین لحظهها سالها سرخوردگی و سکوت در نسیان هضم کنیم که بگوییم "بخند تا دنیا به تو بخندد" و ما سالهاست به دنیای ساخته خود میخندیم و دنیا به لودگی ما ریشخند میزند ...
ادامه مطلب
آخرین باری که خودم را وزن کردم همچین جایی بود روی ترازو ایستادم عقربهاش همینطور بالا میرفت نگاهی به پسرک انداختم عقربه حرکت معکوس به خود گرفت داشتم از خجالت آب میشدم ...
ادامه مطلب
سلام ریفیق چطور مِطوری ؟ دماغت چاقه؟ لُپات گل انداخته؟ دلت آرومه؟،خواستم قبل از حرکتت چند خطی برات بینویسم، چند کلوم من اختلاط کنم،تو ام گوشی بیاد دستت، اومدی اینجا کله پا نشی،خب از کجا شروع کنم.........آهان یافتم!. هِـــــــــــــــی "روزِگارد"، رفیق اینجا که میایی گاردتو همیشه بالا بگیر،روزگارسختیه،بپا یهو ناک اوتت نکنن، آخه اینجا کنترل آدما دستِ خودشون نیست،نمیدونم دست کیه، اما میدونی ریفیق تو شهر ما دل آدما "غُرازه" شده، واسه همینه زیاد "غُر" میزنن، چون دلشون پر از "رازه"، پر از حرفای نگفته، دردای نهفته، راستی ریفیق اینجا باد که میاد تو دستاتو ...
ادامه مطلب