خطاکارها هرگز اشتباه نمیکنند، خطاکارها از همان روز ازل که برهنه دویدند میان حرف یکدیگر هرگز مرتکب هیچ اشتباهی نشدهاند، آنها یا کاری را درست انجام دادهاند یا شخص دیگری از روی حسد و دشمنی کارشان را خراب کرده و یا اینکه خودِ کار از بنیان خراب بوده است، خطاکارها با "تولید ناخالص ذهنی ۱۶٬۷۶۸٬۰۵۰" بهانه در سال، افتضاح پیشرو جامعه میباشند، این افراد نه تنها کم نمیآورند بلکه مازاد بهانه تولیدی خود را در حوزههایی از قبیل فناوری و فلسفه و سفسطه بافی سرمایهگذاری میکنند، یکی از حوزههای مهم اخیر سرمایهگذاری این جماعت ساخت و توسعه "بهانهگَرهای" سه بعدی بوده است، در گذشته بهانهتراشی حرفهای پرمشقت و وقت گیر بود، اما امروزه به لطف وجود بهانهگَرهای سه بعدی بهانههای ساخته شده در کمترین زمان با طول و عرض و ارتفاع مناسب، قادرند درِ دقیقترین دهانهای معترض را بسته نگاه دارند، البته نهایتاً اگر بهانهی ساختهشده اندازهی دهان معترضه نبود همیشه این امکان وجود دارد که به سنت دیرینهی "اومدی حواسم پرت شد" بازگردیم. از دیگر مناطق سرمایهگذاری خطاکارها "فلسفه و منطق" است، آنها با پرداخت مبلغ هنگفتی به بازیکن مشهور فوتبال به نام "رِنِه بیکارت" که در دوران بازی خود هزاران بار "دوکارته" شده بود و بعدها خود را "دِکارت" نامید، توانستند مبنای نظریه فلسفی "من اشتباه میکنم، پس تو نیستی" را پایهریزی کنند و قرنها در این همین راستا با نادیده گرفتن تذکر و اعتراض دیگران به اشتباهات خود جامه عمل بپوشانند. یکی دیگر از بخشهای دیگر مهم سرمایه گذاری این جماعت حوزه "سفسطه بافی" است، این از آن بخشهای حائز اهمیت و لازمهی بقای جمعیت خطاکار میباشد، آنها با سرمایهگذاری در صنایعدستی و تشکیل نهاد مشترکی میان قالیبافان و سفسطه بافان موفق شدند سفسطههایی چند صد هزار شانه ببافند به طول جاده ابریشم، با طرح هایی متنوع و مدرن مانند :"گوگل و ویکیپدیا" یا با همان طرح اصیل و قدیمی "مغالطه" بتوانند در بازار جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند.
اما راجع به مشقات پذیرفتن اشتباه حکایتهای گوناگونی نقل میشود، یکی از آنها را که به نظرم به واقعیت نزدیکتر است برایتان بازگو میکنم، گویند که در سالهای خیلی دور جادوگری میان ما زندگی میکرده است به نام "مِرلین"، روزی مِرلین جادوگر شمشیری سوهان مانند را در اعصاب مردم فرو میکند، سپس طلسمی بر آن میگذارد که مردم عامی را از بیرون کشیدن این سوهان یا شمشیر ناتوان نماید، به همین جهت تنها هر صد سال یکبار اسطورهای میانمان پیدا می شود، به اشتباه خود و سایرین اعتراف کرده و شمشیر را بیرون می کشد. البته شایعات دیگری هم در این باره میان مردم رایج شده، مثلاً: می گویند خطاکارهایی که زیاد بهانه میتراشند بیشتر از افراد معمولی عمر میکنند، چرا که بهانه همان اکسیر حیات است که روزی اسکندر مقدونی در جستجوی آن جهان گشایی میکرد، غافل از اینکه اکسیر در ذات انسان نهفته است، می گویند بهانه مانند اکسیر جاودانگی شما را تا ابد در اشتباهات خود جوان و گاهی کودک نگاه میدارد.
برچسب:
نویسنده: آدرین فدایی