خرید بک لینک

دوستِ خوبم
برایم از آخرین دیدارمان نوشتی
اینکه همچنان تنهایی آزارت میدهد
راستش را بخواهی نمیدانم چه بگویم
فکر نمیکنم هیچ جملهای آنقدر بزرگ باشد که جای خالی آدمها را پر کند
اما دوست دارم صدها بار برایت بنویسم
که شهامت داشته باش
که هرگز به عزلت خویش شک مکن
مگذار هراس از انزوا رشد و تعالیات را به قهقرا کشاند
انسان پس از بلوغ جسمی به ترسهای کودکیاش لبخند میزند
و من یقین دارم تو با زیستن در کمال به وحشت تنهایی نیشخند خواهی زد

*
دوستِ خوبم
برایم از رنج نوشتی
که روزگارت سخت میگذرد
بازهم نمیدانم چه بگویم
اما من حکمت روزگار را اینگونه یافتم
جهانی بنا شده بر سلسله دایرههایی متحدالمرکز
وسعت دایرهها محدوده فهم و ادراکمان در زندگی ست
هرچه این محدوده گسترش یاید
شعاع دایرهها بزرگ و پهناور میشوند
و آدمها دشوارتر،و گاهی هرگز همدیگر را نخواهند یافت

*
دوستِ خوبم
نوشتی که به احوالات خوش من غبطه میخوری
تمنا دارم به حال و روز امثال من حسادت مکن
ما فوج مرکز نشینان
خیال میکنیم تک خال روزگاریم
جماعتی هستیم در کانون ازدحام
در شعاعی عاری از فضیلت
هر روز خودمان را تکرار میکنیم
تا در سایش تکرارها ذرهذره نابود شویم
نه ارادهای برای ایستادن داریم
نه جسارت خروج از حدود خود
تنها توقف گاه ما مرگ است

*
دوستِ خوبم
نوشتی در موطن خود غربت زدهاید
بازهم زبانم قاصر از تسکین دردهایت است
اما ما مرکز نشینان
تجسمی موهوم از فرازمینی ها ساختهایم
موجوداتی با هوش و ادراکی خارقالعاده
آنها را "بیگانه" نام نهادیم
نه به دلیل هجرت از سیارهای دیگر
بلکه به خاطر هوش و ادراک برترشان
ما ترجیح میدهیم آدمهایی بهتر از ما از سیاره دیگری آمده باشند
و درعینحال از رویارویی با آنها بر حذریم
*
دوستِ من
در وادی انسانیت نیز وضع بر همین منوال است
حتماً روایت "شازده کوچولو" را شنیدهاید
حکایتی که حال میراثی ارزشمند در تاریخ ادبیات جهان بشمار میرود
تنها دلخوری من نسبت به این اثر بیبدیل تابعیت غیر زمینی قهرمان داستان است
اما در خلال نگارش این نامه فهمیدم خالق اثر نیز ساکن یکی از همان دایرههاست
شاید آنقدر دور از مرکز که هیچکس در قلمرو شعور او حضور نداشته
و فارغ از جاذبه آدمها
انسانیت در فرای زمین جسته است

*
دوستِ من
از اینکه میبینم شما با وجود استقرار در فاصلهای بعید از دایره ما
هنوز پرامید هیجان و دغدغه مرکز نشینان را در دل میپرورانید
بسیار خرسندم
و همچنین شرمسار
که نتوانستم دردی از هزاران دردتان را درمان کنم
اما به شما نوید میدهم
روزی آدمها لایق پذیرایی از شازده کوچولوهای زمینی خواهند بود
تمنا دارم تا آن روز در قلمرو خود باقی بمانید
و به نامهنگاری ادامه دهید
که به گمانم این نامهها
از یأس و دلخوریتان بکاهد
و ما نیز همچنان به وجود موجودات بیگانه امیدوار باشیم.

*
دوستدار شما
حاشیه نشینی از مرکز

برچسب: نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: جمعه 15 دی 1396 ساعت: 22:58

صفحه بندی