عقربک چه لرزان
تیک و تاکد
این تکرارِ دیرگذشت،
چو زمانه واژگونند
پیکرِ واژگانم
و سکوتم مکتوب،
چو برگِ سفیدِ خاطراتم
کَفنِ خُناق خوردهام،
خانهام لُختهلُخته
چو آوارهام
خونهام لَختهلَخته
چو آزادهام،
در بیمِ خنجر و خیانه
سینهی دیوار تپیده
این قلبِ رمیده،
کجا خواب رود
ساعتِ "شَم"ماته
کجاست پایانِ
"هرآسوپاسی"...
برچسب:
نویسنده: آدرین فدایی