سوار تاکسی در حال حرکت به سمت خونه بودم، همهچیز مرتب بود تا اینکه یهو قریحه موسیقیایی آقای راننده گُل کرد و تصمیم گرفت ضبط ماشین رو روشن کنه
اولش با خودم گفتم: "ای وای من، کاش هَندزفیری گوشی همرام بود" بعد گفتم : حالا خیلیم مهم نیست راه زیادی تا خونه نمونده، این ده بیست دقیقه رو به آهنگی گوش میدم که شاید با سلیقم جور درنیاد، چه ایرادی داره! دنیا که به آخر نمیرسه!، آهنگ که شروع شد اوایلش خوب بود، ملودی آروم که با گیتار نواخته میشد، بعد خواننده شروع کرد به خوندن، عین ترانه یادم نمیاد "نقل به مضمون میکنم"
لعنت به این زمونه
لعنت به این دلواپسی
لعنت به عشقِ وامونده
لعنت به پیژامه جامونده
لعنت به کیسهزباله
لعنت به ماهی مرده
لعنت به سبزی پاک نشده
لعنت به میوه نشسته
همینطور که خواننده محترم "شیلنگ لعنت" رو گرفته بود روی زمونه من یواشکی دستگیره در رو کشیدم.
با خودم گفتم: عِــــــــــــــــــــــــه "لعنتی" باز نمیشه، خواستم خودمو پرت کنم بیرون که متأسفانه ماشین سمند بود و موقع حرکت دَراش قفل میشد.
بدبختانه بند هم نمیاومد "لعنت افشانی" ایشون
لعنت به فسفر مغز
لعنت به اتمسفر زمین
لعنت به کِرم دندان
لعنت به رنگ سیاه بادمجان
لعنت به گُل به خودی
لعنت به دلفینهای صورتی
لعنت به چسب فوری...
خلاصه با هر "لعنتی" بود رسیدم سر کوچهی "لعنتیمون"، موقع پیاده شدن پولِ "لعنتی" رو دادم به راننده، راننده هم بقیه پولِ "لعنتی" رو پس داد.
گفت: بفرمایید قربان بقیه پولتون
گفتم: "مرسی لعنتی"
گفت: جانـــــــــــــــــــم؟
گفتم: هیچی هیچی خیلی ممنون خدافظ
بعد قدمزنان راه افتادم به سمت خونه و در طول مسیر یکسره به خودم "لعنت" میفرستادم که چرا منِ "لعنتی" هَندزفیری گوشی همرام نبود، و "لعنت" به هرچی ماشین که موقع حرکت درش باز نمیشه.
*
پینوشت: دوست دارم یه روز برم کنسرت این خواننده محترم، منتظر اون قسمتی بشم که خواننده ها بخش اول ترانه رو میخونن بعد میکروفون رو میگیرن سمت حاضرین که بخش دوم رو اونا بخونن،و وقتی هوار زد "لعنت به این ..............."، من بلند داد بزنم "آهنگت".
برچسب: ترانه های ماندگار,ترانه های ماندگار قدیمی,ترانه های ماندگار در تلگرام,ترانه های ماندگار تلگرام,ترانه های ماندگار جنوب 1,ترانه های ماندگار بندری,ماندگارترین ترانه های ایرانی قسمت 5,دانلود ترانه های ماندگار,ترانهای ماندگار,
نویسنده: آدرین فدایی