خرید بک لینک

گاه دلتنگی حرصم را در میآورد

احساس میکنم هیچکس "محل سگ" هم به من نمیگذارد

میشوم کلنجار پشت کلنجار

خودم را سرزنش میکنم

"آخر چرا"

"کجای راه را اشتباه رفتهام"

"کفارهٔ چه گناهی را میدهم"

یکباره به خودم میآیم

فاصلهای کوتاه غرقِ افکارم سپری شد

حضور یا عبور هیچکس را حس نکردم

شاید در این مدت کسی از کنارم گذشته باشد!

حتماً او نیز از جانب من احساس کممحلی کرده است!

*

آدمها به همین سادگی میان فاصلههایی کوتاه همدیگر را گم میکنند

بعد یک روز به خودشان میآیند

چشم باز میکنند و میفهمند دیگر دیر شده است

"دید افقی" در اندوه و تنهایی تقلیل یافته

یک قدمی را هم بهسختی میتوان دید

آدمها به همین سادگی در نزدیکترین فاصلهٔ ممکن از یکدیگر تنها میمانند

*

عجب دنیای عجیبی ست

پر از آدم

پر از فاصله

پر از خانههای خالی

پر از تنهایی

پر از آدمهای تنها در خانههایی خالی...


برچسبها: دلتنگی, تنهایی
+ نوشته شده در ساعت توسط Shah re yar |

برچسب: نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: شنبه 21 مرداد 1396 ساعت: 20:51

صفحه بندی