خیزِ شب، نیمهاش
به تامِ ظلمت میرسد و
کهنه خشمِ فروخوردام
چو تک پیادهای، بی نظام
بازماندهٔ نسلی خود خورده،
به چنگالِ رشک و تمنا
چهره تکیده آتیه
بر خشتِ ماسیدهٔ امید خراشد،
گویا درین قارهٔ نادیدگان و
زین قطبِ آفتاب گسیخته
سقِ سیاههٔ آفاق
رنگبهرنگِ پریدهٔ شفقت
تنها بَرچین و شکنجِ
شفق طلوع کند،
شبانگاه
تنِ عریان
به آسمان خواهم زد
که شاید،
نشتِ "هیسِ" قلبی دور تپیده
چو زمزم و
چِک چِکی درد چِکیده
بر سینهٔ چاکیدهام
شهدِ فراغ تراود
برچسب: شبانگاهان,شبانگاهان مختاباد,شبانگاه,شبانگاهان تا حریم فلک,شبانگاهان تا حریم سحر,شبانگاهان مختاباد دانلود,شبانگاهان سوسک اومد خونمون,شبانگاهان از مختاباد,شبانگاهان مختاباد mp3,شبانگاهان عبدالحسین مختاباد,
نویسنده: آدرین فدایی