خرید بک لینک

گاه میان قدمهایم ناگهان صدای فریادی از دوردست در کوچه و خیابان میپیچد
یکهو دلم پرآشوب میشود
پاهایم نافرمانی میکنند
نکند اتفاق ناگواری افتاده باشد!
ماشینی لبریز از هیاهو و شادی بهسرعت از کنارم میگذرد.
نفسی آسوده میکشم و دلم با شتاب عبور ماشین ژست تبسم به خود میگیرد
و جانی تازه بار دیگر جسم را بدرقه می کند
این اتفاق هر روز و هر هفته رخ میدهد
هر بار دلم میریزد و گامهایم سخت میشوند
گویی لبخند همیشه جایی پشتِ خانهی نگرانی نهان شده و فریاد نشانیاش را خوب نمیداند
انگار باید همیشه زنگ خانهی نگرانی به صدا درآورد و سراغ لبخند را از او گرفت
شاید این خاصیت فریاد باشد که سرزده همه را غافلگیر میکند
ایکاش روزی فرا رسد که خندههایمان، شادیهایمان، خود نشان و پلاک هر فریاد سرزده و هیاهویی ناخوانده باشند، و دلواپسی جایی در بنبست فراموشی گوشهنشین شود.

برچسب: پلاک شادی, نویسنده: آدرین فدایی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 10:50

صفحه بندی