سلام ریفیق چطور مِطوری ؟ دماغت چاقه؟ لُپات گل انداخته؟ دلت آرومه؟،خواستم قبل از حرکتت چند خطی برات بینویسم، چند کلوم من اختلاط کنم،تو ام گوشی بیاد دستت، اومدی اینجا کله پا نشی،خب از کجا شروع کنم.........آهان یافتم!.
هِـــــــــــــــی "روزِگارد"، رفیق اینجا که میایی گاردتو همیشه بالا بگیر،روزگارسختیه،بپا یهو ناک اوتت نکنن، آخه اینجا کنترل آدما دستِ خودشون نیست،نمیدونم دست کیه، اما میدونی ریفیق تو شهر ما دل آدما "غُرازه" شده، واسه همینه زیاد "غُر" میزنن، چون دلشون پر از "رازه"، پر از حرفای نگفته، دردای نهفته، راستی ریفیق اینجا باد که میاد تو دستاتو باز کن، بذار همه بدونن تو بادبونی نه ملوان، آخه اینجا همه قایقا بدون بادبونن، ملوان میخوان چی کار!، ریفیق این روزا همه راننده فورمول یک شدن،صفر تا سگشون بد میگیره آدمو، همه فورمالیزه شدن، عُنصرِ کَفش نشدن، کفش که شدن با تیپا میچسبوننت تو جدول تناسبیشون، وای به حالت اگه اندازشون نباشی،ی ضربدر قرمز میزنن رو خونت، عِینهو خونهها تقویم، آخه اینجا آدما تاریخ دارن، حواست جم باشه دیروز نشی، راستی ریفیق اینجا همه "عقشه" زیر بارونن، خیس که میشن "آی لاو یو" بالا میارن، بارون که اومد تو خیس شدنو وِلِلِش، آدم تو عرق شرمم خیس میشه، چترتو باز کن بذارهمه بدونن سرپناهی، بیان زیر چترت، این روزا همه شاگرد اولن، ردیف اولن، دسته اولن، همه نامبِر وان، همه چی تمومن، ریفیق نذاز همه چیتو تموم کنن، همون آخر بشین، دسته دوم باش، بذار همه بدونن به غیر از خودت دست چند نفرم گرفتی،ریفیق این روزا درِ دَهَنارو خوب بستن، دروازه رو باز گذاشتن، واسه همین همه دربهدر شدن،هر کی نخواد میگن هِــــــــــــــرررری، ریفیق اومدنی دفترچه بیمه یادت نره، این طرفا کسی حالتو نمیپرسه اما نسخه پیچ زیاده، شکسته بندم داریم، یهو بندِ دلت پاره شد، قلبت شکست، درجا جات میندازن، میشی عین روز اولشون، انگاری نه قلب داشتی نه دل، ریفیق اینجا همه چیو با قفل می سازن، هرکی ی دسته کیلید تو جیبش داره، اما بازم آدما کیلید میکنن به هم دیگه، اگه بهت کیلید کردن بگو من مال اینجا نیستم، بدون قفل ساختنم، راستی ریفیق اینجا موقع خدافظی میگن مراقب خودت باش، تو رفتنی بگو مراقب بقیه هم باشن، هوا خودتم داشته باش،آره ریفیق، سفر بخیر،به امید دیدار، مراقب بقیه باش.
برچسب: نامه ای به یک رفیق,
نویسنده: آدرین فدایی
تاريخ: جمعه
26 شهريور
1395 ساعت: 12:22