روز انسانیت

متن مرتبط با «سفید برفی و شکارچی 2» در سایت روز انسانیت نوشته شده است

بخند تا دنیا به تو بخندد

  • نیلوبلاگ

    نومیدانه خیره شویم به دنیایی "سیاهوسفید" و پشت همین لحظهها سالها سرخوردگی و سکوت در نسیان هضم کنیم که بگوییم "بخند تا دنیا به تو بخندد" و ما سالهاست به دنیای ساخته خود میخندیم و دنیا به لودگی ما ریشخند میزند ...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتن نسیه!

  • نیلوبلاگ

    گاهی تمام لحظههایت را خرج کسی میکنی که عادت به دست در جیب کردن ندارد یکجایی ورشکست میشوی چارهای جز گدایی محبت نیست آخر مگر دوست داشتن نسیه هم می شود هر که گفت دوستت دارم همانجا نقدی دُنگت را پرداخت کن حساب دل باید همچون خودش صاف باشد ایکاش یاد میگرفتیم بی منت سخاوتمندانه همدیگر را دوست بداریم +نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ساعت توسطShah re yar | ...

    ادامه مطلب
  • سکوی پرش

  • نیلوبلاگ

    | سکوی پرش هم که باشیعاقبت لگدمال میشویما که خواستیم دل بِکنیم "نشد"اگر "شد" شما دل نبندید...

    ادامه مطلب
  • اِهِم اِهِم اوهو اوهو اوهو...سُرفتاً جهت خنده

  • نیلوبلاگ

    خدای ناکرده کسی فکر نکنه این اصطلاحات ارتباطی با "ظاهرپسندی" داره، این رو اون رو نیست، و اصولاً علم نوین ثابت کرده "هیچچیز جز همون چیزی که هست به هیچکس ربطی نداره و هیچکسی به چیز هیچکس نیست"، این کاربرد "روفشانی" هم در فرهنگ ما خودبهخود به وجود اومده. خواهش میکنم استدلالهای "پوست پیازی" نکنید، هی بکنید لایه به لایه، آخرشم تا به جای شیرینش رسید اشکتون دربیاد.مسائل رو با همون "بایدی" که پذیرفتید قبول کنید. ...

    ادامه مطلب
  • حرفای خودمونی

  • نیلوبلاگ

    تابهحال سر و کارتون به آدم غُد و خودخواه افتاده!، از این آدمایی که زورشون میاد یه کلمه بگن ببخشید، موجودات مضحک و ترحم برانگیزین، البته ممکنه در ظاهر خشک و عصاقورتداده به نظر بیان اما خود خودخواهی ذاتاً از جمله خصایل سیال و بسیار انعطاف پذیره و به اشکال مختلفی بروز میکنه.مثلاً تصور کنید از بد روز...

    ادامه مطلب
  • سال روز کوروش کبیر

  • نیلوبلاگ

    میگن ایرانیا حافظه تاریخی ندارن، به نظرم عبارت غلطیه، باید گفت ایرانیا حافظه "کوتاه مدت" تاریخی ندارن،2500 سال پیش رو خوب یادشونه، اما چهار،هشت، یا دوازده سال گذشته رو یادشون نمیاد، کلا با مضرب چهار مشکل دارن. روز کوروش کبیر مبارک! ...

    ادامه مطلب
  • مردهای گوگولی مگولی

  • نیلوبلاگ

    من نمیدانم این تلطیفهای فانتزی را که راجع به جنس مرد نوشته میشود چه کسانی مینویسند!، متنی میخواندم که مردها را به پسر کوچولوهای ریشدار و موجوداتی که زورشان به در کنسرو میرسد و امثالهم تشبیه کرده بود، یا درجایی دیگر خواندم مردها این موجودات شکمگنده و کچل و دوستداشتنی و...، بعید میدانم این چیزها نوشته مردها باشد، اگر هم اینطور بوده چندان رو راست به نظر نمیرسد!، بگذریم...، اجازه بدین من هم چندخطی در باب این موجود (بهزعم دوستان) فانتزی و گوگولی که بانی دو "جنگ جهانی" و صدها جنگ کوچک بزرگ دیگر بوده است بنویسم. به نظر من "مرد" موجود محکوم...

    ادامه مطلب
  • کار و زندگی

  • نیلوبلاگ

    کسی اگر بیکار شود همیشه عدهای هستند که بگویند:" یارو کار و زندگی نداره!" اگر همان شخص زیاد کار کند بازهم بعضی میگویند: "ایبابا زندگی که نشد همش کار!" آدم یک لِنگش در هوا و آنیکی همراه خودش در خلاء میماند، معلوم نیست زندگی کردن کار است یا کار کردن زندگی! برای خودم هم جای سؤال دارد که کدام به کدام است! البته به نظرم معانی این دو همتای همیشگی (کار و زندگی) منافات اساسی دارد. حکایت اولی که مشخص است کار کردن وقت و بیوقت سرش میشود، روز و شب دارد، شروع و پایانش دست خودت است، جا و مکان و علائم دارد، مثلاً: توی تاکسی چُرت میزنید، رخت و لباست ...

    ادامه مطلب
  • سفید برفی

  • نیلوبلاگ

    زنی را میشناختم که شریک عاطفیاش را تا سرحد مرگ دوست میداشت، اما از بدِ روزگار دچار نوعی "جنون درک نشدن" آغشته به "مالیخولیا و خودخواهی" شده بود، مرضی لاعلاج که علائم آن، گاه هنگام شکلگیری رابطههای عاطفی بروز میکند، زمانی که یک طرف تصمیم میگیرد برای اینکه بهتر درک یا دوست داشته شود رفتار و شخصیتِ طرف مقابل را به نفع خود تغییر دهد، گونهای جاهطلبانه از خودشیفتگی که در طی پروسهای طولانی مانند سرطان رشد میکند و منجر به مرگ رابطه میشود. به همین ترتیب زن بر پایهی تصویرِ"پازل" نیمهکارهای که از شریک عاطفیاش در ذهن متوهم خویش پروران...

    ادامه مطلب
  • کبریت سوخته

  • نیلوبلاگ

    مادام "عکسیپور" تصویر "کبریت سوختهاش" را به اشتراک میگذارد موسیو "لایکزاده" چند صدبار خودش را به عکس میمالد بلکه اصطکاک "ذلت" آتش "هوس" را روشن کند یکی نیست بگوید،آخر"گُجسته باطن"،آن "خُجسته" خاطرعکس است کبریت سوخته روشن که نمی شود هیچ،عاقبتِ "مالیدنش" روسیاهی است و بس حقی که در فضای بی وزنی عقل، جاذبه بصری تنها اتصال مغز با انسان است. ...

    ادامه مطلب
  • ترازو

  • نیلوبلاگ

    آخرین باری که خودم را وزن کردم همچین جایی بود روی ترازو ایستادم عقربهاش همینطور بالا میرفت نگاهی به پسرک انداختم عقربه حرکت معکوس به خود گرفت داشتم از خجالت آب میشدم ...

    ادامه مطلب
  • قانون ریزش

  • نیلوبلاگ

    در عجبم!مگر "نیوتن" "پاییز" را ندیده بود!که برای یافتن قانون "ریزش"تا "تابستان" انتظار رسیدن "سیب" را کشید!شاید هم شکوه و "جاذبه" پاییز بودکه تمام فصل "علم" را از سرش میپراند....

    ادامه مطلب
  • جاروب

  • نیلوبلاگ

    ای خورشیدِ شرطِ وجودم بی تو تندیسیام بیجان تجسمِ شهر مردگان کوکِ ساعتِ زندگیام نشسته بر رأسِ برآمدن نگاهت ای تابندهی حیاتم رقصِ سایهی تابشت تنها جانبخشِ منِ بیجان خانهام پشت دیوار تنهایی پیشهام فراشی فردا گر نیامد طلوعت این جاروب دودمانم سراغم را از باد گیر تا فنا خدانگهدار ...

    ادامه مطلب
  • دست وِلی

  • نیلوبلاگ

    بیا تو سنگینی عشق باش من فرمان آن وزنِ خندههایت که تَرکم نشست زندگی سراسر سرازیریست چشمانم را می بندم تا آخر "دست وِلی" می روم...

    ادامه مطلب
  • غشقِ وارداتی

  • نیلوبلاگ

    این روزها عشق بوی "فرنگ" می دهد بوی جوراب شلواری بزک دوزکِ خارجی زبان گفتار، شیرن و دلچسب بیانِ تصویر، اتیکت و برچسب فدایت شوم، عاشقانه ات تاج سرم، تخم چشمانم درد و دل تنگ ات را بباف رخت و قوارهی تنم اما آن جوراب شلواری، بدون شعر چند ؟ آن ماتیکِ سرخ آبی، بدون بوسهی عشق چند؟ آن لِنز سبزآبی، بدونِ چشمان شهلا چند ؟ قربانت گردم تو جوهرِِ هنرَت آبِ طلا آسمانِ دلت آبی، شبهایت مهتابی اما چشم آبی و گیسوان طلایی چرا مزون عروس و عروسکِ باربی چرا این روزها دل به دریا زدن یک تکه دو تکه دارد ساحل تنهایی را قدم زدن، اندامیست تق تق و عشوهی، بیست سانتیست ا...

    ادامه مطلب
  • تولدی دیگر

  • نیلوبلاگ

    روزی که از بندِ "تابوت خویشتن" دوباره متولد شویم همچون "نو رسیدهی" مادرمان "طبیعت" درخواهیم یافت برای "رسیدن" قدم برداشتن کافی نیست باید "پروای" سقوط را به جان خرید "پَر کشیدن" را آموخت. ...

    ادامه مطلب
  • اسب چوبی افسار ندارد

  • نیلوبلاگ

    خودنمایی از آن نماهای باستانیِ تاریخ بشر است، معرکهای که از همان روزی که انسانِ نخستین تصویر فتوحات و اسلوب شکار خود را بر دیوارهی غارها حک میکرد آغاز شد و تا به امروز که انسان متجدد اسم خود یا معشوقهاش را روی بدنش خالکوبی میکند ادامه دارد، از آن زخم و دُملهای چرکین بشریت که هرگاه سرباز میکند خونابهی از کینه و انتقام بیرون میجهد، خاکسترِ فورانِ حسادت که مانند ابری سیاه قرنهاست نفس کشیدن را سخت کرده است، جهنمی که ویرژیل و اهالی کمدی الهی در کابوس هم ندیدهاند، خودنمایی محشریست که روح انسانِ مُسَخَر در هراسِ "دیده نشدن" خنجرِ داش...

    ادامه مطلب
  • سرنوشت

  • نیلوبلاگ

    گاه خیال برم میدارد دستم را میگذارد در دست سرنوشت سرنوشت این روزها دست از بازی کشیده رُمان جنایی مینویسد نقش قاتل و مقتول و قربانیاش منم کاراگاهاش شما قاضی و دادستان هم که رُلِ خودش است میماند دادگاه و زندان آنهم زحمتش همیشه گردن زندگیست. ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    سال روز کوروش کبیر | سال روز تولد کورش کبیر | کار و زندگی در کیش | کار و زندگی | کار و زندگی در دبی | کار و زندگی در ترکیه | کار و زندگی در آلمان | کار و زندگی در استرالیا | کار و زندگی شریف | کار و زندگی در گرجستان